منهاج سراج

248

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

اندك عددى بودند ، اما طوايف ديگر يناليان [ ( 1 ) ] و غير آن بديشان پيوسته بودند ، پسر يغمر از پيش ايشان به طرف عراق رفت ، و رى بگرفت ، و سلجوقيان بر سر آن بيابان بچرا خور مقام كردند ، و حق تعالى ايشان را قوت داد ، و ممالك خراسان در ضبط آوردند ، و شرق و غرب آنچه ممالك اسلام بود ، به تمام و كمال در تصرف فرزندان ايشان آمد ، چنانچه نام ايشان بر دفتر ايام تا روز قيام باقى ماند . و اللّه يوتى ملكه من يشاء و هو على كل شىء قدير [ ( 2 ) ] و السلام . الاول طغرل بن ميكائيل صاحب تاريخ ناصرى امام ابو الفضل بيهقى رحمة اللّه چنين مىآورد : كه درانچه سلجوقيان بسر بيابان خراسان آمدند ، و پسر يغمر از ايشان منهزم برفت مهتر ايشان سه تن بودند : دو برادر طغرل و داود [ ( 3 ) ] پسران ميكائيل ، و عم ايشان يبغو [ ( 4 ) ] ، هر سه باتفاق به خدمت سلطان مسعود پيوستند و معتمدى فرستادند و سلطان از گرگان به نشاپور آمده بود ، ايشان از خدمت سلطان به نسا و فراوه [ ( 5 ) ] و مواضعى كه بر سر بيابانست اقطاع خواستند ، و در مكتوب اسم خود را چنين نوشتند : كه طغرل و يبغو و داود موالى أمير المؤمنين ( به ) خدمت عرضه ميدارند . حق تعالى بزرگى و گردن كشى در دماغ ايشان مركب گردانيده بود و آن معنى چون به خدمت سلطان عرضه افتاد حالى فرمود : تا ايشان را به لطف زبانى دادند ، و يازده [ ( 6 ) ] هزار مرد سوار با سالار بكتغدى [ ( 7 ) ] نامزد فرمود

--> [ ( 1 ) ] راورتى گويد : كه نياليان به تقديم نون بريا ، منسوبند به نيالتگين فاتح پنجاب و اين مقصد را بحواله بيهقى نوشته است ، بقرار نوشته ابن اثر ( 9 : 184 ) احمد ينالتگين در ( 425 ه ) بر مسعود در هند شوريد و كشته شد . راورتى كه اين كلمه را نياليان خوانده به نون اول ، ظاهرا بياى اول درست خواهد بود ، شايد منسوب باشند به ابراهيم ينال كه پسر عم طغرل و از رؤساى سلجوقيان بود . بيهقى طبع نفيسى در تهران ( ص 238 ) : ينالتگين . براى تحقيق ر : تعليقات 61 [ ( 2 ) ] قرآن البقره 248 [ ( 3 ) ] اصل : بودند برادر طغرل و داود پسران . از ترجمه راورتى صحت شد . [ ( 4 ) ] اصل و راورتى : بيغو ، اخبار اندوله السلجوقيه و راوندى : موسى يبغو يبغو . [ ( 5 ) ] اصل : از خدمت سلطان بسا قرات و مواضعى . . . ترجمه راورتى و اخبار الدوله : رباط فراوه . [ ( 6 ) ] كذا در اصل : ترجمه راورتى : 15 هزار [ ( 7 ) ] اصل : بكتعدى . اخبار الدوله : بكطغندى راوندى : بكنغدى .